ورود اعضاء ورود اعضاء نقشه سایت نقشه سایت
۱۳۹۵ يکشنبه ۳ بهمن
معاونت پژوهشی و برنامه ریزی اداره امور تربیتی معاونت پژوهش، برنامه ریزی و نیروی انسانی
صفحه اصلی
English
رحلت پيامبر ص

 

آخرين روزهاي زندگي پيامبر(ص)

 

   پيامبر(ص) شب پيش از بيماري شديدش در حالي كه دست علي(ع) را گرفته بود، همراه جماعتي براي طلب آمرزش به قبرستان بقيع رفت و براي اهل قبور درود فرستاد و براي آنان طلب استغفار طولاني كرد. آنگاه به علي(ع) فرمود: «جبرئيل هر سال يك مرتبه قرآن را بر من عرضه مي­كرد؛ ولي امسال دو مرتبه اين امر صورت گرفته است و اين دليلي ندارد مگر اينكه اجل من نزديك باشد.

   پس به علي(ع) گفت: «اگر من از دنيا رفتم، تو مرا غسل بده.» در روايت ديگر آمده است كه «فرمودند: به هر كسي وعده­اي دادم، بايد آن را بگيرد و به هر كسي دِيني دارم، باخبرم سازد.»

   پيامبر(ص) براي پيش­گيري از بدعتها، فرمود: «اي مردم، آتش فتنه شعله­ور شده و فتنه­ها مانند پاره­هاي شب تاريك، رو آورده و شما هيچ دستاويزي عليه من نداريد؛ زيرا من حلال نكردم مگر آنچه قرآن حلال دانسته و حرام نكردم مگر آنچه قرآن حرام داشته است.»پيامبر(ص) پس از اين هشدار به منزل "ام­سلمه" رفت و دو روز در آنجا ماند و گفتند خدايا تو شاهد باش كه من حقايق را ابلاغ كردم.

   سپس پيامبر(ص)جماعتي به حضور طلبيد و گفت: «مگر به شما امر نكردم كه با جيش "اسامه" برويد؟ چرا نرفتيد؟» ابوبكر گفت: رفتم؛ ولي دوباره برگشتم تا تجديد عهد كنم. عمر گفت: نرفتم؛ چون نمي­توانستم منتظر باشم تا حال شما را از كاروانيان بپرسم.

   رسول خدا(ص) از تخلف آنان سخت ناراحت شد و با همان حال كسالت به مسجد رفت و خطاب به اعتراض كنندگان فرمود: اين چه سخني است كه درباره­ي فرماندهي "اسامه" مي­شنوم شما پيش از اين به فرماندهي پدرش هم طعن مي­زديد به خدا سوگند او براي فرماندهي لشكر سزاوار بود و فرزندش اسامه نيز براي اين كار شايسته است. رسول خدا در بستر بيماري مرتبا به عيادت كنندگان خود به طور مرتب مي­فرمود، سپاه اسامه را حركت دهيد.

  پيامبر(ص) فرمود: «نفذ و اجيش اسامه»«وي در اينجا متخلفان از جيش اسامه را لعن كرد.»

   سپس پيامبر(ص) بيهوش شد و تمام زنان و كودكان مي­گريستند. لحظاتي بعد پيامبر(ص) به هوش آمد و دستور داد كه برايش قلم و دواتي بياورند تا بر ايشان چيزي بنويسند كه پس از آن هرگز گمراه نشويد در اين ميان برخي به دنبال آوردن صحيفه و دوات رفتند. كه عمر گفت: بيماري بر پيامبر(ص) چيره گشته است، «ارجع فانه يهجر» برگرد؛ زيرا او هذيان مي­گويد. قرآن نزد شماست، كتاب خدا براي شما كافي است. حاضران بعضي با نظر عمر مخالفت كردند و بعضي ديگر جانب او را گرفتند رسول خدا(ص) از اختلاف و سخنان جسارت­آميز آنان سخت ناراحت شد و فرمود: «برخيزيد و از من دور شويد».

 

ابن سعد، الطبقات الكبري، ج 2، ص 244.

تاریخ به روز رسانی: 1394/08/26
تعداد بازدید: 206
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی می باشد.
ورود اعضاء
بستن
Powered by DorsaPortal