ورود اعضاء ورود اعضاء نقشه سایت نقشه سایت
۱۳۹۵ شنبه ۷ اسفند
معاونت پژوهشی و برنامه ریزی اداره امور تربیتی معاونت پژوهش، برنامه ریزی و نیروی انسانی
صفحه اصلی
English
ميلاد امام باقر ع

 باقرالعلوم


علت اين كه اين لقب اختصاص به امام پنجم يافته، آن است كه آن بزگوار آغاز گر حركت و نهضت علمي بود كه پس از او با امام صادق ادامه يافت و به اكمال خود رسيد. در واقع او شكافنده و باز كننده در دانش به سوي مسلمانان بود و امام صادق(ع) ادامه دهنده راه و مسير امام باقر (ع) است.
طبق نقل برخي روايات اين لقب، در آغاز از سوي پيامبر گرامي(ص) قبل از ميلاد امام پنجم، به ايشان داده شده ، به عنوان يك نشانه و ويژگي امام به صحابي جليل القدر جابربن عبدالله انصاري گفته شده است. در برخي روايات آمده كه امام پنجم در تورات هم با همين لقب شناخته شده اند.
حال درباره راه اثبات مقام علمي آن حضرت بايد گفت: امام باقر (ع)، در طول زندگي خود، به نشر و گسترش حقايق و معارف الهى پرداخت . مشكلات علمى را تشريح نمود. جنبش علمى دامنه دارى به وجود آورد كه مقدمات تاسيس يك «دانشگاه بزرگ اسلامى» را كه در دوران امامت فرزند گراميش «امام صادق » به اوج عظمت رسيد، پى ريزى كرد.
امام پنجم در علم، زهد، عظمت و فضيلت سرآمد همه بزرگان بنى هاشم بود. مقام بزرگ علمى و اخلاقى او مورد تصديق دوست و دشمن بود. به قدرى روايات و احاديث، در زمينه مسائل و احكام اسلامى، تفسير، تاريخ اسلام، و انواع علوم، از حضرت به يادگار مانده است كه تا آن روز از هيچ يك از فرزندان امام حسن و امام حسين (ع) به جا نمانده بود.
رجال و شخصيت هاى بزرگ علمى آن روز، نيز عده‏اى از ياران پيامبر (ص) كه هنوز در حال حيات بودند، از محضر حضرت استفاده مى‏كردند.
«
جابر بن يزيد جعفى» و «كيسان سجستانى» (از تابعين) و فقهائى مانند: «ابن مبارك»، «زهرى»، «اوزاعى»، «ابوحنيفه»، «مالك»، «شافعى»، «زياد بن منذرنهدى» از آثار علمى او بهره‏مند شده، سخنان حضرت را، بى واسطه و گاه با چند واسطه، نقل نموده‏اند.

امام محمد باقر به اندازه‏اى گنج هاى پنهان معارف و دانش ها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمت ها و لطايف دانش ها را بيان نموده كه جز بر عناصر بى بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست. از همين جاست كه وى را شكافنده و جامع علوم، و برافرازنده پرچم دانش خوانده‏اند.
«
عبدالله بن عطأ» كه يكى از شخصيت هاى برجسته و دانشمندان بزرگ عصر امام بود، مى‏گويد:
هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفل و مجمعى به اندازه محفل محمد بن على (ع) از نظر علمى حقير و كوچك نديدم. من «حكم بن عتيبه» را كه در علم و فقه مشهور آفاق بود، ديدم كه در خدمت محمد باقر مانند كودكى در برابر استاد عاليمقام، زانوى ادب بر زمين زده شيفته و مجذوب كلام و شخصيت او گرديده بود.

سيد محسن امين، اعيان الشيعه ، ج 2، ص 518 - 476.
مجلسي، بحارالانوار، ، ج 64، ص 322.
شيخ مفيد، ارشاد، ص 261.

 

 

 

 

پيشگوئي پيامبر (ص) ......................................................................................................ايزدي



جابر كه يكى از ياران بزرگ پيامبر اسلام (ص) و از علاقه‏مندان خاص خاندان نبوت است، مى‏گويد:
روزى پيامبر به من فرمود: پس از من شخصى از خاندان مرا خواهى ديد كه اسمش اسم من و قيافه‏اش شبيه قيافه من خواهد بود. او درهاى دانش را به روى مردم خواهد گشود.
پيامبر هنگامى كه پيشگويى را فرمود كه هنوز حضرت باقر (ع) چشم به جهان نگشوده بود.
سال ها از اين جريان گذشت، زمان پيشواى چهارم رسيد. روزى جابر از كوچه‏هاى مدينه عبور مى‏كرد، چشمش به حضرت باقر افتاد. وقتى دقت كرد، ديد نشانه هايى كه پيامبر فرموده بود، در او هست.
پرسيد: اسم تو چيست ؟
گفت: محمد بن على بن الحسين.
جابر بوسه بر پيشانى او زد و گفت: جدت پيامبر به وسيله من به تو سلام رساند!
جابر از آن تاريخ، به پاس احترام پيامبر و به نشانه عظمت امام باقر (ع) هر روز دوبار به ديدار حضرت مى‏رفت، او در مسجد پيامبر ميان انبوه جمعيت مى‏نشست. در پاسخ بعضى از مغرضان كه از كار وى خرده‏گيرى مى‏كردند، پيشگويى پيامبر اسلام را نقل مى‏كرد.
بر اين اساس و با توجه به پيشگوئي پيامبر (ص) حضرت ملقب به باقر گشت.

 

اعيان الشيعة، ج 4، ص28 و ص 332 .

 

 

 

 

 

 

 

 

احاديث امام محمد باقر عليه السلام

تو را به پنج چيز سفارش مي كنم : اگر مورد ستم واقع شدي ستم مكن ، اگر به تو خيانت كردند خيانت مكن ، اگر تكذيبت كردند خشمگين مشو ، اگر مدحت كنند شاد مشو ، و اگر نكوهشت كنند ، بيتابي مكن .

بحارالانوار ، ، ج 75، ص (167)

--------------------------------------------------------------------------------

سخن نيك را از هر كسي ، هر چند به آن عمل نكند ، فرا گيريد .

بحارالانوار ، ، ج 75، ص (170)

--------------------------------------------------------------------------------

چيزي با چيزي نياميخته است كه بهتر از حلم با علم باشد .

 بحارالانوار ، ج 75، ص(172)

--------------------------------------------------------------------------------

نهايت كمال ، فهم در دين و صبر بر مصيبت ، و اندازه گيري در خرج زندگاني است .

بحارالانوار ، ج 75، ص(172)

--------------------------------------------------------------------------------

سه چيز از خصلتهاي نيك دنيا و آخرت است : از كسي كه به تو ستم كرده است گذشت كني ، به كسي كه از تو بريده است بپيوندي ، و هنگامي كه با تو به نداني رفتار شود ، بردباري كني .

بحارالانوار ، ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------

خداوند دوست ندارد كه مردم در خواهش از يكديگر اصرار ورزند ، ولي اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد . بحارالانوار ، ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------

دانشمندي كه از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .

بحارالانوار ، ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------

- هيچ بنده اي عالم نيست ، مگر اينكه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زيردست خود را خوار نشمارد . بحارالانوار ، ج 75، ص (173)

--------------------------------------------------------------------------------

هر كه خوش نيت باشد ، روزي اش افزايش مي يابد .

 بحارالانوار ، ج 75، ص (175)

--------------------------------------------------------------------------------

هر كس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده مي گردد . بحارالانوار ، ج 75، ص (175)

--------------------------------------------------------------------------------

از سستي و بي قراري بپرهيز ، كه اين دو ، كليد هر بدي مي باشند ، كسي كه سستي كند ، حقي را ادا نكند ، و كسي كه بي قرار شود ، بر حق صبر نكند . بحارالانوار ، ج 75، ص (175)

--------------------------------------------------------------------------------

پيوند با خويشان ، عملها را پاكيزه مي نمايد ، اموال را افزايش مي دهد ، بلا را دور مي كند ، حسا آخرت را آسان مي نمايد ، و مرگ را به تاخير مي اندازد . بحارالانوار ، ج 71، ص (111)

--------------------------------------------------------------------------------

بهترين چيزي را كه دوست داريد درباره شما بگويند ، درباره مردم بگوييد . بحارالانوار ، ج 65، ص (152)

--------------------------------------------------------------------------------

خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار مي دهد ، چنانكه سفر كرده اي براي خانواده خود هديه مي فرستد ، و او را از دنيا پرهيز مي دهد ، چنانكه طبيب مريض را پرهيز مي دهد . بحارالانوار ، ج 75، ص (180)

--------------------------------------------------------------------------------

بر شما باد به پرهيزكاري و كوشش و راستگويي ، و پرداخت امانت به كسي كه شما را بر آن امين دانسته است ، چه آن شخص ، نيك باشد يا بد . بحارالانوار ، ج 75، ص (179)

--------------------------------------------------------------------------------

غيبت آن است كه درباره برادرت چيزي را بگويي كه خداوند بر او پوشيده و مستور داشته است . و بهتان آن است كه عيبي را كه در برادرت نيست ، به او ببندي . بحارالانوار ، ج 75، ص (178)

--------------------------------------------------------------------------------

خداوند ، دشنام گوي بي آبرو را دشمن دارد . بحارالانوار ،ج 75، ص (176)

--------------------------------------------------------------------------------

تواضع ، راضي بودن به نشستن در جايي است كه كمتر از شانش باشد ، و اينكه به هر كس رسيدي سلام كني ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترك كني . بحارالانوار ،ج 75، ص (176)

--------------------------------------------------------------------------------

برترين عبادت ، پاكي شكم و پاكدامني است . بحارالانوار ، ج 75، ص (176)

--------------------------------------------------------------------------------

خداوند در روز قيامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلي كه در دنيا به آنها داده است ، دقت و باريك بيني مي كند . بحارالانوار ، ج 7 ، ص (267)

--------------------------------------------------------------------------------

آن كه از شما به ديگري علم بياموزد ، پاداش او ( نزد خداي تعالي ) به مقدار پاداش دانشجوست ، و از او هم بيشتر مي باشد . كافي ، ج 1 ، ص (35)

--------------------------------------------------------------------------------

هر كه علم و دانش را جويد براي آنكه به علما فخر فروشي كند ، يا با نابخردان بستيزد ، و يا مردم را متوجه خود نمايد ، بايد آتش را جاي نشستن خود گيرد . بحارالانوار ، 2 ، ص (38)

--------------------------------------------------------------------------------

خداوند عزوجل كسي را كه در ميان جمع ، بدون ناسزاگويي شوخي كند ، دوست دارد . كافي ، ج 2 ، ص (663)

--------------------------------------------------------------------------------

سه خصلت است كه دارنده اش نمي ميرد تا عاقبت شوم آن را ببيند : ستمكاري ، ازخويشان بريدن ، و قسم دروغ كه نبرد با خداست . كافي ، ج 75، ص (174)

--------------------------------------------------------------------------------

به خدا سوگند هيچ بنده اي در دعا ، پافشاري و اصرار به درگاه خداي عزوجل نكند ، جز اينكه حاجتش را بر آورد . كافي ، ج 2 ، ص (475)

--------------------------------------------------------------------------------

خداوند عزوجل از ميان بندگان مؤمنش آن بنده اي را دوست دارد كه بسيار دعا كند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زيرا آن ، ساعتي است كه درهاي آسمان در آن هنگام باز گردد و روزيها در آن تقسيم گردد و حاجتهاي بزرگ بر آورده شود . كافي ، ج 2 ، ص (478)

--------------------------------------------------------------------------------

دعاي انسان پشت سر برادر ديني اش ، نزديكترين و سريعترين دعا به اجابت است . كافي ، ج 2 ، ص (507)

--------------------------------------------------------------------------------

هر چشمي روز قيامت گريان است ، جز سه چشم : چشمي كه در راه خدا شب را بيدار باشد ، چشمي كه از ترس خدا گريان شود ، و چشمي كه از محرمات الهي و گناهان بسته شود . كافي ، ج 2 ، ص (80)

--------------------------------------------------------------------------------

شخص حريص به دنيا مانند كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر ابريشم به دور خود مي تند ، راه بيرون شدنش را دورتر و مشكل تر مي كند ، تا اينكه از غم و اندوه بميرد . كافي ، ج 2 ، ص (316)

--------------------------------------------------------------------------------

چه بسيار خوب است نيكي ها پس از بدي ها ، و چه بسيار بد است بدي ها پس از نيكي ها . كافي ، ج 2 ، ص (458)

--------------------------------------------------------------------------------

چون مؤمن با مؤمني دست دهد ، پاك و بي گناه از يكديگر جدا مي شوند . بحارالانوار ، ج 73، ص (20)

--------------------------------------------------------------------------------

از دشمني بپرهيزيد ، زيرا فكر را مشغول كرده و مايه نفاق مي گردد .بحارالانوار ، ج 2 ، ص (301)

--------------------------------------------------------------------------------

هيچ قطره اي نزد خداوند ، محبوبتر از قطره اشكي كه در تاريكي شب از ترس خدا و براي او ريخته شود ، نيست . كافي ، ج 2 ، ص (482)

--------------------------------------------------------------------------------

هر كه بر خدا توكل كند ، مغلوب نمي شود ، و هر كه از گناه به خدا پناه برد ، شكست نمي خورد . بحارالانوار ، ج 68، ص (151)

--------------------------------------------------------------------------------

افزايش نعمت از جانب خداوند قطع نمي شود ، مگر اينكه شكر از جانب بندگان قطع گردد . بحارالانوار ، ج 68، ص (54)

--------------------------------------------------------------------------------

خداوند دنيا را به دوست و دشمن خود مي دهد ، اما دينش را فقط به دوست خود مي بخشد .بحارالانوار ، ج 2 ، ص (215)

--------------------------------------------------------------------------------

مؤمن برادر مؤمن است ، او را دشنام نمي دهد ، از او دريغ نمي كند ، و به او گمان بد نمي برد . بحارالانوار ، ج 75، ص (176)

--------------------------------------------------------------------------------

هيچ كس از گناهان سالم نمي ماند ، مگر اينكه زبانش را نگه دارد . بحارالانوار ، ج 75، ص (178)

--------------------------------------------------------------------------------

سه چيز پشت انسان را مي شكند : مردي كه عمل خويش را زياد شمارد ، گناهانش را فراموش كند ، و به راي خويش ، خوشنود باشد .

بحارالانوار ، ج 69، ص (314)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توصيه امام محمد باقر عليه السلام   .................................................................................................ايزدي

وصيّت امام محمد باقر عليه السلام   به شخصي كه اندرز خواست، اين وصيّت و نصيحت سه جمله مهم و ارزشمند دارد:

ـ «اوصيك بتقوي اللّه ؛ شما را به تقواي الهي در خودنگهداري توصيه مي كنم».

ـ «و ايّاك و المزاح فانّه يذهب هيبة الرّجل و ماء وجهه؛ از شوخي بپرهيز، زيرا شوخي هيبت مرد و آبروي او را مي برد

«اوصيك بخمسٍ، (اي جابر!) تو را به پنج چيز وصيّت و سفارش مي كنم

1ـ «ان ظلمت فلاتظلم،اگر مورد ظلم قرار گرفتي خود ظلم نكن

2ـ «و ان خانوك فلا تخن؛ و اگر به تو خيانت كردند، تو خيانت نكن

3ـ «و ان كذّبت فلا تغضب؛اگر تكذيب شدي خشمناك مشو

4ـ «و ان مدحت فلا تفرح؛ اگر مدح و ستايشت كردند شاد مشو

5ـ «و ان ذممت فلا تجزع؛ واگر نكوهش شدي، ناراحت مشو (و ناله ات بلند نشود)».

«و اعلم بانّك لاتكون لنا وليّاً حتي لو اجتمع عليك اهل عصيرك و قالوا: انّك رجلٌ سوءٍ لم تحزنك ذلك، ولو قالوا انّك رجل صالح لم يسرّك...؛ و بدان كه تو دوست ما نخواهي بود، مگر آن گاه كه اگر همه همشهريانت بر ضد تو همصدا شوند و بگويند: تو مرد بدي هستي، مايه اندوه تو نشود و اگر همه گويند تو مرد خوبي هستي اين سخن تو را شاد نسازد، بلكه خودت را با آن چه در كتاب خداست بسنج، اگر ديدي پوينده راه آن هستي، از آن چه پرهيز داده است مي پرهيزي، به آن چه ترغيب كرده است راغبي و از آنچه ترسانده است مي ترسي، پس استوار و خوشحال باش، زيرا آنچه درباره تو گفته شده است، به تو زياني نمي رساند، و ان كنت مبائنا للقرآن فماذا الّذي يفرّك من نفسك...؟ و اگر ديدي از قرآن جدايي، ديگر چرا بايد خودت را بفريبي، براستي كه مؤمن همواره در كار مبارزه با نفس خويش است، تا بر هوا و هوس آن چيره آيد، يك بار او نفس خود را از كجي و انحراف به راستي مي آورد و يك بار هم نفسش او را به زمين مي زند، و در نتيجه پيرو خواسته هاي او مي گردد اما خداوند دستش را مي گيرد و بلند مي شود و خداوند لغزش او را مي بخشد و مؤمن به خود مي آيد و به توبه و ترس (از خدا) پناه مي برد و بر اثر افزايش ترسش (از خداوند) بر بينش و معرفت او افزوده گردد.

 

 

ميزان الحكمه محمدي ري شهري، ترجمه حميد رضا شيخي، دارالحديث، اوّل، 1377، ج 14، ص 6820.

 

امام باقر (ع) از نظر دانشمندان

علم امام باقر عليه السلام .................................................................................................ايزدي

آوازه علوم و دانشهاي امام باقر ع چنان اقطار اسلامي را پر كرده بود كه لقب "باقر العلوم" (گشاينده دريچه هاي دانش و شكافنده مشكلات علوم) به خود گرفته بود .

"ابن حجر هيتمي" مي نويسد :

امام باقر ع به اندازه اي گنجهاي پنهان معارف و دانشها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمتها و لطايف دانشها را بيان نموده كه جز بر عناصر بي بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همينجاست كه وي را شكافنده و جامع علوم، و برافرازنده پرچم دانش خوانده اند.

"عبدالله بن عطأ" كه يكي از شخصيتهاي برجسته و دانشمندان بزرگ عصر امام بود، مي گويد :

"من هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفل و مجمعي به اندازه محفل محمد بن علي ( ع) از نظر علمي حقير و كوچك نديدم. من "حكم بن عتيبه" را كه در علم و فقه مشهور آفاق بود، ديدم كه در خدمت محمد باقر مانند كودكي در برابر استاد عاليمقام، زانوي ادب بر زمين زده شيفته و مجذوب كلام و شخصيت او گرديده بود.

امام باقر ع در سخنان خود،اغلب به آيات قرآن مجيد استناد نموده از كلام خدا شاهد مي آورد و مي فرمود: "هر مطلبي گفتم، از من بپرسيد كه در كجاي قرآن است تا آيه مربوط به آن موضوع را معرفي كنم".


 طبرسي، احتجاج ، ص 176

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پايه­گذاري نهضت علمي .................................................................................................ايزدي

با اين كه آغاز امامت آن حضرت با خلافت وليد بن عبدالملك همراه بود و در شرايط نامساعد اجتماعي قرار داشت، اما توانست نهضتي علمي را پايه گذاري كندكه تا آن زمان، در اسلم بي سابقه بود. معارف پردرج اسلام، به خاطر ممنوعيت نشر احاديث كه تا آن زمان نيز ادامه داشت، كم كم به دست فراموشي سپرده مي­شدو محصولات وابستگان به خلفاي وقت، جايگزين آنها مي­شد؛ ولي امام باقر(ع) با دورانديشي و تحمل مشكلات بسيار، توانست مقدمات تأسيس يك دانشگاه بزرگ اسلامي را پايه­ريزي كند آن حضرت كه در تمام صفات والاي انساني، سرآمد روزگار خود بود، توانست شيفتگان علم و فضيلت را سراسر جامعه اسلامي آن روز، دور خود جمع كند و آن­قدر ورايات واحاديث و آثار علمي در زمينه مسائل و احكام و تفسير و تاريخ اسلم و انواع علوم از ايشان به يادگار مانده كه ازهيچ يك از امامان معصوم، جز فرزند بزرگوارش امام صادق(ع) ديده نشده است. گروهي از اصحاب پيامبر(ص) و تابعين و ديگر طالبان علم، از محضر درس او بهره مي­گرفتند كه شيخ طوسي(ره) در رجال خود، نام 468 نفر از آنان را آورده است. بسياري از بزرگان اهل سنت، همچون ابوحنيفه، مالك بن انس، حمد بن ادريس شافعي، زياد بن منذر نهري، اوزاعي زهري و ابن مبارك، از محضر درس آن حضرت، استاده­هاي فراوان برده­اند. كتاب­ها و نوشته­هاي دانشمندان و مفسران و مورخان اهل تسنن، همچون طبري، خطيب بغدادي، ابونعيم اصفهاني و كتبي مانند: «موطأ» مالك، سنن»، بن داوود، «مسند»، ابي حنيفه، «مسند» مروزي، «تفسير نقاش»، «تفسير زمخشري» و ده­ها كتاب ديگر كه از مهم ترين كتب اهل تسنن هستند، سرشار از سخنان ارزشمند آن حضرت مي­باشند.

 

جواد قيومي اصفهاني، صحيفه امام باقر(ع) ، صص 9 ـ11.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مژده اي به شيعيان امام باقر عليه السلام.................................................................................................ايزدي

مرحوم كليني در روضه كافي جرياني را از امام باقر عليه السلام نقل مي كند كه براي شيعيان و ارادتمندان به آن حضرت بسيار گوارا و نويد بخش است. راوي اين روايت حَكَمِ بْنِ عُتَيْبة است. او مي گويد:

در خدمت امام باقر عليه السّلام بودم و اطاق آكنده از جمعيّت بود ناگاه پيرمردى كه بر عصاى خود تكيه داشت، پيش آمد تا به در اطاق ايستاد.

عرض كرد: السلام عليك يا ابن رسول الله و رحمة الله و بركاته و بعد سكوت كرد. امام پاسخ داد: عليك السلام و رحمة الله و بركاته.

بعد پيرمرد رو كرد به ساير جمعيت كه در آنجا بودند و به آنها نيز سلام كرد. همه جواب سلامش را دادند. در اين موقع رو به جانب حضرت نمود و گفت: يا ابن رسول الله مرا نزديك خود بنشان فدايت شوم به خدا سوگند من شما و كسى كه شما را دوست داشته باشد را دوست دارم و اين علاقه براي مطامع دنيايي نيست.

با دشمن شما دشمنم و از او كناره مى‏گيرم و به خدا سوگند اين نفرت و دشمني نيز بواسطه اختلاف شخصي نيست و با هم پدر كشتگى نداريم به دليل پيروي از شما از آنها كناره گيري مي كنم.

به خدا سوگند حلال شما را حلال و حرام شما را حرام مي دانم و در انتظار برپايي حكومت عدل شما خاندانم. با اين عقيده و روشي كه دارم آيا اميد به نجات من هست؟ امام باقر عليه السلام دوبار به او فرمود: نزديك من بيا!

امام عليه السلام همان طورى كه پيرمرد مي رفت به او نگاه مي كرد. بعد رو به جمعيت فرمود: « مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذا ، هر كه مايل است يك نفر بهشتى را ببيند به اين پيرمرد نگاه كند

پيرمرد جلو آمد و حضرت او را پهلوى خود نشاند. آنگاه فرمود: پيرمرد! مردى خدمت پدرم على بن الحسين رسيد و همين سؤال تو را از او پرسيد. پدرم امام سجاد عليه السلام به او فرمود:

وقتى جانت به اينجا رسيد - با دست اشاره به حلقوم خود نمود - با قلبي مطمئن ، دلي آرام و با شوق فراوان با فرشته‏هاى اعمال روبرو مي شوى اگر [با اين عقيده و روشي كه داري] از دنيا رفتي خدمت پيامبر و على و حسن و حسين و على بن الحسين عليهم السلام خواهي رسيد. اگر هم زنده ماندي ؛ خداوند در همين دنيا چشم تو را روشن مي كند . و در هر صورت تو در مقامات عاليه با ما خواهى بود.

3. الكافي ، ج‏8، ص 77

                                                          

 

 

امام باقر عليه السلام و اميد بخش ترين آيه قرآن  .................................................................................................ايزدي

 

حَرب بن شُرَيح نقل مي كند: امام‏ باقر عليه السلام به من فرمود: شما عراقي ها معتقديد كه اميد بخش ترين آيه قرآن [آيه 53 سوره زمر است كه مي فرمايد:] يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه‏ ؛ اى بندگان من كه [با گناه كردن‏] به خود ظلم كرده‏ايد! از رحمت خدا نوميد نشويد.حَرب مي گويد عرض كردم: بله ؛ ما چنين عقيده اي داريم.

امام عليه السلام فرمود: ولي ما اهل بيت معتقديم كه «إِنَّ أَرْجَى آيَةٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ»‏ ؛ اميد بخش ترين آيه قرآن كريم اين فراز از كلام خداست كه مي فرمايد: «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى» ؛  و به زودى پروردگارت آن قدر به تو مى‏بخشد تا راضى شوي.

و بعد فرمود: «وَ هِيَ الشَّفَاعَةُ» و اين همان شفاعت است.

توضيح اينكه، بنابر روايات رسيده، رسول خدا صلي الله عليه وآله تمام كساني را كه در خط هدايت و ولايت قرار گرفته و از اسلام با نشان غدير تبعيت كردند، در قيامت شفاعت كرده و خداوند متعال همه را بخشيده و با وارد كردن آنها به بهشت موجبات خوشنودي رسول و بهترين خَلقش را فراهم مي كند.

 

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏2، ص 447

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جهاد علمي امام باقر عليه السلام .................................................................................................ايزدي

حضرت باقر عليه السلام در مورد تشويق به فراگيري علم فرمود: "اَلْكمالُ كلُّ الْكمالِ التَّفَقُّهُ فِي الدّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَي النَّائِبَةِ وَ تَقْديرُ الْمَعيشَةِ؛كمال تمام كمال [در سه چيز]: فهميدن دين، بردباري بر سختيها و اندازه گيري معيشت است."

از مهم ترين انواع جهاد علمي حضرت باقرعليه السلام، تأسيس دانشگاه علوم اسلامي و تربيت شاگردان فراوان در عرصه هاي مختلف است. تعداد شاگردان آن حضرت را 465 نفر شمرده اند.هنگام صدور دستور عمر بن عبدالعزيز مبني بر جمع آوري و تدوين حديث، هر كدام از ياران و شاگردان برجسته حضرت باقرعليه السلام، هزاران حديث را حفظ داشتند و با فرصت پيش آمده، به تدوين و جمع آوري احاديث نيز مي پرداختند

آن حضرت درباره روش فراگيري علوم از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله نقل فرمود: "اَلْعِلْمُ خَزائِنُ وَ مِفْتاحُهَا السُّؤالُ فَاسْئَلُوا يرْحَمُكمُ اللَّهُ فَاِنَّهُ يؤْجَرُ فيهِ اَرْبَعَةٌ السَّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَالْمُجيبُ لَهُمْ؛ علم گنجينه هايي است و كليد آن پرسش است. پس سؤال كنيد! خدا شما را مورد رحمتش قرار دهد؛ زيرا پرسش باعث مي شود چهار كس اجر برد: پرسشگر، معلم، شنونده و كسي كه جواب مي دهد."

و در مورد جايگاه با ارزش علما و دانشمندان فرمود: "عالِمٌ ينْتَفَعُ بِعِلْمِهِ اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ عابِدٍ؛عالمي كه از علمش بهره برده شود، برتر از هزار عابد است."

و فرمود: "وَاللَّهِ لَمَوْتُ عالِمٍ اَحَبُّ اِلي اِبْليسَ مِنْ مَوْتِ سَبْعينَ عابِداً؛به خدا سوگند! مرگ يك عالم در نزد شيطان، محبوب تر از مرگ هفتاد عابد است."

و فرمود: مَنْ عَلَّمَ بابَ هُدي فَلَهُ اَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَلا ينْقُصُ اُولئِك مِنْ اُجُورِهِمْ شَيئاً؛كسي كه باب هدايتي را تعليم دهد، مانند اجر كسي را دارد كه به آن عمل كرده است و از پاداش عمل كنندگان كاسته نمي شود."

در جاي ديگر فرمود: "تَذاكرُ الْعِلْمِ دِراسَةٌ وَالدِّراسَةُ صَلاةٌ حَسَنَةٌ؛ مذاكره علمي، درس [و تعليم ] است و درس، نمازي است نيكو پذيرفته شده .

. و فرمود: "زَكاةُ الْعِلْمِ اَنْ تُعَلِّمَهُ عِبادَ اللَّهِ؛ زكات علم آن است كه آن را به بندگان خدا تعليم دهي."

. و فرمود: "رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اَحْيا الْعِلْمَ... اَنْ يذاكرَ بِهِ اَهْلَ الدِّينِ وَ اَهْلَ الْوَرَعِ؛ خدا رحمت كند بنده اي را كه علم را زنده كند... و زنده كردن علم به اين است كه با اهل دين و افراد با ورع مذاكره كني."

 

 

الكافي، ص 35، ح 4.

 

 

 

اوصاف شيعيان در كلام امام محمدباقر عليه السلام.................................................................................................ايزدي

امام محمدباقر عليه السلام برخي از اوصاف شيعيان را در يكي از سخنان خود بيان فرموده اند:

امام باقرعليه السلام مي فرمايد: "إِنَّمَا شِيعَةُ عَلِيٍ عليه السلام الْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلَايَتِنَا الْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا الْمُتَزَاوِرُونَ لِإِحْيَاءِ أَمْرِنَا الَّذِينَ إِذَا غَضِبُوا لَمْ يَظْلِمُوا وَ إِذَا رَضُوا لَمْ يُسْرِفُوا بَرَكةٌ عَلَي مَنْ جَاوَرُوا سِلْمٌ لِمَنْ خَالَطُوا"همانا شيعيان علي (عليه السلام) آنهايند كه در راه ولايت ما نسبت به يكديگر [فداكاري و] بذل و بخشش مي كنند، در محور دوستي ما همديگر را دوست دارند، به خاطر احياي فرهنگ و معارف ما به ديدار همديگر مي روند، هرگاه خشمگين شوند، ظلم و ستم روا نمي دارند و هر گاه راضي و خشنود گردند، زياده روي نمي كنند، موجب بركت براي همسايگان و مايه صلح و صفا براي همنشينان خود هستند."

در اين گفتار شريف، چند ويژگي براي شيعيان خالص علي عليه السلام عنوان شده است :

همبستگي بر اساس ولايت

افراط نكردن در حالات خشم

اجتناب از زياده روي در هنگام خوشحالي

مايه آرامش و بركت براي اطرافيان

 

 

تحف العقول، ابن شعبه حرّاني، ص 534.

 

 

 

 

 

 

 

 

فضائل اخلاقي امام باقر عليه السلام.................................................................................................ايزدي

ابن شهر آشوب درباره امام باقر (عليه السلام) مى‏گويد: او راست‌گوترين، گشاده‏روترين، بخشنده‏ترين و عالم‌ترين مردمان بود، همواره ذكر حقّ بر زبانش جارى بود و غذا خوردن يا صحبت با مردم مانع از ذكر وى نبود، مراتب بخشندگى و بزرگوارى آن امام در ميان مردم زبانزد بود و هيچ گاه از صله دادن به برادران و ديداركنندگان و آرزومندان به ستوه نمى‏آمد، بسيار خاضع و خاشع بود و همواره اهل بيت خود را به تلاوت قرآن فرمان مى‏داد و هر كس نمى‏توانست مى‏فرمود، ذكر بگويد.

آن حضرت بنده مطيع سر به فرمان حقّ بود تا آن جا كه نقل شده، روزى يكى از فرزندان حضرت به شدّت بيمار بود و امام بر فراز بسترش نگران و اندوهگين به سر مى‏برد، ولى پس از درگذشت آن طفل، امام با رويى گشاده با مردم مواجه شد، مردم كه از اين امر متعجّب شده بودند از علّت آن سؤال كردند، امام (عليه السلام) فرمود: ما به زندگى بستگان خود علاقه‏منديم و اميدواريم سالم بمانند و بهبودى يابند، امّا وقتى حكم خدا بر فوت آنها قرار گرفت، به آنچه او دوست مى‏دارد گردن مى‏نهيم و راضى هستيم.

معاشرت آن حضرت با ديگران در نهايت ادب و بزرگوارى بود، با دوستان و برادران دينى مصافحه مى‏نمود و مى‏فرمود: وقتى دو مؤمن با يك ديگر مصافحه مى‏كنند، گناهان آن دو مانند برگى كه از درختان بريزد، فرو مى‏ريزد و خداوند تا زمانى كه آن دو از هم جدا شوند به آن دو مى‏نگرد! در رفتار با مردم بسيار نيكوكار و عفيف بود و رفتارش با فقيران و مستضعفان تؤام با مهربانى و ملايمت بود، وقتى كار سنگينى به غلامان خود واگذار مى‏كرد خودش بسم اللَّه مى‏گفت و با آنان همكارى مى‏كرد.

همواره در طلب روزى حلال مى‏كوشيد، و از كار و تلاش ابايى نداشت.

معاشرت آن حضرت با ديگران در نهايت ادب و بزرگوارى بود، با دوستان و برادران دينى مصافحه مى‏نمود و مى‏فرمود: وقتى دو مؤمن با يك ديگر مصافحه مى‏كنند، گناهان آن دو مانند برگى كه از درختان بريزد، فرو مى‏ريزد و خداوند تا زمانى كه آن دو از هم جدا شوند به آن دو مى‏نگرد! در رفتار با مردم بسيار نيكوكار و عفيف بود و رفتارش با فقيران و مستضعفان تؤام با مهربانى و ملايمت بود.

شيخ طوسى، الأمالي، ص 410،

قصص الأنبياء قصص قرآن، ص 775،

 

تاریخ به روز رسانی: 1394/08/26
تعداد بازدید: 273
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی می باشد.
ورود اعضاء
بستن
Powered by DorsaPortal